تولد بابايي در بارداري من
همه وجودم تو :
و تو يك نفر در من چه ازدحامى به پا كرده اى .
همسر مهربانم از بودنت برايم عادتى ساختى كه بى تو بودن رو باور ندارم .
فندق مامان بخاطر وضعيتم نتونستم تولد واسه بابايى بگيرم واقعا شرمنده شدم ، خوشگل من تو كه بهتر از همه شرايط منو درك مى كنى . فقط به خاله نازي و خاله بلسان گفتم كه برن واسه بابايى يه عطر بگيرن ،،،
بعد من و بابا و خاله نازي و خاله بلسان و مادر جون همگي رفتيم باغ ...
برگ گلم انجا هديه ناقابلم رو از طرف خودم و خودت (نى نى ) تقديم بابايى كردم اميدوارم كه خوشش بياد . عزيزم هر چند كه ميدونم ارزش تو خيلي بيشتر از اين حرفاست ، راستي مهمان هاى تولد عمه ليلا و عمو على و آقا ميثم بودند اونا يه كم شوخى و مسخره بازى در آوردن .
تا يادم نرفته بگم اون جا عمو على و خاله بلسان كلى با هم كل كل كردن كه اين كادو رو كى خريده طبق معمول خاله بلسان از شرمندگى شون در آمد .
همسرم بهترينم
وجود تو هديه گرانبهايى بود كه خداوند من را لايق آن دانست .
و هديه من به تو نازنين ، قلب عاشقى است كه فقط براى تو مى تپد .
عاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت رو تبريك مى گم .


تولد بابايي در بارداري من
